سرنوشت مشترک امت ها در قرآن
قرآن کریم در آیات متعددی از وحدت سرنوشت امت های گذشته و آینده خبر می دهد . و وقوع حادثه های جمعی و فردی را در شرایط یکسان ، از قوانین و سنت های تغییر ناپذیر الهی و از حوادث مشترک امت ها می داند .
الف ) سنّة الله فی الّذین خلوا من قبل ولن تجد لسنّة الله تبدیلا ً[1]
این سنت خداوند است که در همه ادوار و امم گذشته جاری و ساری بوده است و سنت الهی هرگز دستخوش تغییر و تبدیل نخواهد شد .
این آیه به طور مطلق ، زندگی جوامع بشری را همانند سایر پدیده های این جهان قانونمند دانسته ، قوانین و سنن الهی را در تمام اعصار و امصار و امم جاری و قابل تکرار می داند . [2]
ب ) أم حسبتم أن تدخلوا الجنّة و لمّا یأتکم مثل الّذین خلوا من قبلکم ... [3]
آیا شما خیال می کنید که وارد بهشت می شوید در حالی که با حوادث و گرفتاریهای امت های پیشین آزموده نشده اید ؟
یعنی وارد بهشت نمی شوید و قیامت برپا نمی شود مگر اینکه تمام حوادث و وقایع زندگی گذشتگان در زندگی شما واقع شود ؛ زیرا زندگی جوامع بشری در این کره خاکی بریده و گسسته از هم نیست بلکه همانند بستر رودخانه می ماند که سنت های الهی در شرایط یکسان به صورت یکنواخت در آن جاری و ساری است .
مرحوم علامه طباطبایی می فرماید : این آیه اجمالا بر رجعت دلالت می کند ؛ زیرا از جمله حوادثی که در امت های پیشین واقع شده ، رجعت و باز گشت عده ای به دنیاست . [4]
رجعــت چنـدین هـــزار نفــر
﴿ ألم تر إلی الّذین خرجوا من دیارهم و هم ألوفٌ حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثمّ أحیاهم إنّ الله لذو فضل ٍ علی النّاس لا یشکرون ﴾[1]
آیا ندیدی جماعتی را که از ترس مرگ[2] ، شهرهایشان را ترک کردند در حالی که هزاران نفر بودند . پس خداوند به آنها فرمود : « بمیرید » بعد از گذشت مدتی آن ها را زنده نمود . همانا خداوند نسبت به مردم صاحب فضل و احسان است ولکن بیشتر مردم سپاسگذاری نمی کنند .
نکته ها :
1- در ذیل این آیه هم زنده شدن مردگان را به عنوان یک امر همگانی و همیشگی مطرح کرده است . و این امر را فضل و احسان خداوند بر مردم دانسته ، از کفران و ناسپاسی آنان نسبت به این نعمت گله کرده است .
2- در اینکه فاصله این مرگ و زندگی چند سال بوده است ؟ میان مفسران اختلاف است ولی با توجه به کلمه « ثمّ » به صورت مبهم یک فاصله ای استفاده می شود . ولی در بعضی روایات ، گفته شده است که بدن ها فرسوده و استخوانهایشان پوسیده بوده است . [3]
3- زندگی دوم اینها چه مقدار طول کشیده است ؟ از آیه اجمالا استفاده می شود که اینها مدتی زندگی کردند [4]. چه اینکه امام باقر (ع) در جواب سوال از حیات دوم آنها فرمود : آنها به زندگی طبیعی خودشان برگشتند ، در خانه های خود مسکن گزیدند ، از غذاها استفاده کردند با همسران خود ازدواج نمودند و در پایان با مرگ طبیعی از دنیا رفتند . [5]
آیاتی که ذکر شد همان گونه که بر تحقق رجعت در امت های گذشته دلالت می کند ، بر تعمیم آن برای امت های بعدی هم به عنوان یک سنت همیشگی و همگانی دلالت می کند ؛ زیرا خداوند در ذیل آیات ، این حوادث را به صورت یک قانون و سنت همیشگی و همگانی اعلان می کند . پس می شود صغرا و کبرای قیاس را از همین آیات استفاده کرد .
رجــعت پس از صـــد سال
﴿ أو کالّذی علی قریةٍ و هی خاویة ٌ علی عروشها قال أنّی یحیی هذه الله بعد موتها فأماته الله مائةَ عام ٍ ثمَّ بعثه قال کم لبثتُ یوما ً او بعض یوم ٍ قال بل لبثت مائة عام فانظر إلی طعامک و شرابک لم یتسنّه وانظر إِلی حمارک و لنجعلک آیةً للنّاس وانظر إلی العظام کیف ننشزها ثمَّ نکسوها لحماً فلمّا تبیّن له قال أعلم أنّ الله علی کلّ شیء ٍ قدیر ٌ﴾[1]
یا همانند آن شخصی [2] که بر دهکده ای گذر کرد ، در حالی که دیوار خانه ها روی سقفش فرو ریخته بود . با تعجب گفت : چگونه خداوند این ها « اهل قریه » را بعد از مرگشان زنده خواهد کرد ؟ پس خداوند صد سال جانش را گرفت و او را میراند . سپس او را زنده نمود و فرمود : چه مقدار اینجا مانده ای ؟ ـ به اطرافش نگاه کرد و با تردید ـ گفت : یک روز یا قسمتی از روز توقف کرده ام . فرمود : نه ـ بلکه صد سال است که درنگ کرده ای ـ اگر باورت نمی شود ـ به غذا و نوشیدنی هایت نگاه کن که تغییری نکرده ولی به حمارت نگاه کن که مرده و استخوانهایش از هم جدا روی زمین افتاده است . ـ این مرگ و زندگی را برای اهداف متعددی انجام دادیم [3].ـ از جمله اینکه تو را برای مردم علامت قدرتمان قرار دهیم . حال به استخوانهای حمارت نگاه کن که چگونه از روی زمین جمع آوری نموده ، گوشت بر آنها پوشانده ، حیات دوباره می بخشیم . این شخص وقتی این قدرت نمایی خداوند را مشاهده کرد ، از صمیم قلب گفت : می دانم همانا خداوند بر همه چیز قدرت دارد .
نکته ها :
1- این آیه یکی از روشن ترین ادله رجعت به شمار می رود . لذا ائمه اطهار (ع) در مقابل منکران رجعت به این آیه استدلال کرده اند . چه اینکه دانشمندان شیعه نیز به تبع اهل بیت (ع) در طول قرون و اعصار گذشته برای اثبات رجعت به آن استناد کرده اند . [4]
2- این آیه هم احیای اموات را به صورت یک قانون و سنت الهی به طور عمومی و همیشگی بیان کرده و از این میراندن و زنده کردن اهداف مختلفی را دنبال می کند . از جمله اینکه زنده کردن عزیر را علامت و نشانه قدرتش برای مردم قرار داده است .
3- فعل مضارع دلالت بر تکرار و تجدد می کند و هر وقت حکمت الهی اقتضا کند خداوند با قدرت بی نهایت خود ، حیات دوباره می بخشد ؛ یعنی مانعی از این کار وجود ندارد و هر وقت مقتضی باشد خداوند انجام خواهد داد .
رجـــعت مقتـــول بنـــی اسرائیــــل
و إذا قَتلتُم نفساً فادّارءتُم فیها ... ﴾ فقلنا اضربوهُ ببعضها کذالک یحیی الله الموتی و یریکم ءَایته تعقلون ﴾[1]
به یاد بیاورید زمانی را که فردی را به قتل رساندید سپس در باره قاتل آن به نزاع برخاستید ... – گفتیم : قسمتی از بدن گاو را به بدن مقتول بزنید - تا زنده شده قاتلش را معرفی کند ، این گونه خداوند مردگان را زنده می کند و علائم قدرتش را به شما نشان می دهد . باشد که در باره قدرت الهی اندیشه و فکر نمایید .
نکته ها :
1- خداوند در پایان این داستان احیای اموات را به عنوان یک سنت و قانون همیشگی در نظام عالم معرفی نموده [2] ، آن را به عنوان علامت قدرت خویش به رخ انسانها می کشد تا در باره آن فکر و اندیشه نمایند .
2- این جمله « کذالک یوحی الله الموتی » [3]اختصاص به قیامت و یا برزخ ندارد ، بلکه صورت یک قانون عمومی و فراگیر برای همه زمان ها ، مکان ها و امت ها در شرایط مساوی بر اساس حکمت الهی جاری و ساری خواهد بود . هر وقت حکمت الهی اقتضا کند با قدرت بی نهایت خودش ، مردگان را زنده خواهد کرد .
3- اینکه مقتول پس از رجعت چند سال به زندگی ادامه داده ؟ از قرآن چیزی استفاده نمی شود . ولی در بعضی روایات نقل شده که در هنگام کشته شدن شصت سال داشت . خداوند هفتاد سال دیگر به برکت توسل به محمد و آل محمد – علیهم السلام – به او عمر داد . [4]
رجــعت : دســتور دین
ٲشهد ٲنّی بکم موٴمن وبإیابکم موقن ٬ بشرآئع دینی و خواتیم عملی ٬ و قلبی لقلبکم سلم و ٲمری لاٴمرکم متّبع ٬ و نصرتی لکم معدّة حتّی یاٴذن الله لکم ... [1]
شهادت می دهم که ایمان به ولایت و یقین به رجعت شما دارم ٬ طبق دستورات دینم و سرانجام عملم ٬ قلبم با قلب شما در صلح و هماهنگی است ٬ کارهایم تابع فرمان شما و نیروهایم آماده نصرت و یاری شما است تا اینکه خداوند به شما اجازه رجعت و قیام دهد .
نکته ها :
1- این بخشی از زیارت اربعین امام حسین (ع) است که امام صادق (ع) به صفوان جمال دستور داد آن حضرت را زیارت کند . شبیه این جملات در زیارت نامه های مطلقه و مخصوصه ی آن حضرت نیز فراوان آمده است . [2]
2- " ٬ بشرآئع دینی و خواتیم عملی " این قسمت از زیارت نامه قابل توجه است ؛ زیرا به امام (ع) عرضه می دارد که من یقین به رجعت شما دارم و این دستور دینم و سرانجام عملم است .
شاید مراد این باشد : رجعت شما را از دستورات دینی دانسته و بر اساس آن یقین دارم . و رجعت خودم در محضر شما پاداش و پایان اعمال خودم است که در دنیا و حیات اول در راه استقرار حکومت شما تلاش کردم ولی موفق نشدم . پس در زمان رجعت نتیجه اعمال و تلاش خودم را می بینم .
انکـار رجــعت : انکـار قــدرت خــداوند
ٳنّی من المٶمنین برجعتکم لا ٲنکر لله قدرة لا مکذّب منه ﻣﺸﻴﺔ ... [1]
همانا من از ایمان اورندگان به رجعت شما هستم و قدرت خداوند را انکار و خواست و مشیت او را تکذیب نمی کنم .
نکته ها :
1- این جملات بخشی از زیارت امیرالمومنین (ع) است که زائر با خواندن این جملات خودش را در زمره ایمان آورندگان به رجعت آن حضرت معرفی می کند ؛ یعنی من تنها نیستم که ایمان به رجعت دارم بلکه تمامموجودات عالم به رجعت شما ایمان دارند من هم جزئی " من المومنین " از آن ها هستم .
2- همان گونه که گفته شد انکار رجعت به انکار قدرت خداوند برمی گردد ؛ چه اینکه به تکذیب مشیت و خواست خداوند منجر می شود . لذا حضرت علی (ع) به ابن الکواﺀ که منکر رجعت بود ٬ فرمود : قدرت خداوند را انکار نکن . زیارت کننده هم در محضر امیرالمومنین (ع) ضمن اقرار و اظهار ایمان به رجعت آنان ٬ در مقام استدلال برآمده می گوید : من قدرت خداوند را انکار نمی کنم ٬ چه اینکه خواست و اراده او را تکذیب نمی کنم . شبیه این جملات در زیارت نامه های ائمه (ع) زیاد تکرار شده است . [2]
اعتـقاد به رجــعت : آمادگــی برای یاری حـق
" ... فقلبی لکم مسلّم و نصرتی لکم معدّة حتّی یحکم الله بدینه ٬ فمعکم معکم لا مع عدوّکم ٬ ٳنّی لمن القائلین بفضلکم مقرّ برجعتکم لا ٲنکر لله قدرة و لا ٲزعم ٳلّا ما شاء الله ٬ سبحان الله ذی الملک و الملکوت ٬ یسبّح الله باسمائه جمیع خلقه ... [1]
پس قلبم تسلیم فرمان شما و تمام نیرو و قدرتم آماده یاری شماست ٬ تا اینکه خداوند درباره دینش حکم کند – شما را برای گسترش آن برانگیزد- پس همانا با شما هستم نه با دشمنانتان ٬ زیرا به فضایل شما اعتقاد و به رجعت شما اقرار دارم و هیچ قدرتی را برای خداوند انکار نمی کنم و هیچ اعتقادی به جز خواسته خداوند ندارم ؛ زیرا خدایی که صاحب ملک و ملکوت عالم است ٬ منزه است از اینکه به ضعف و ناتوانی توصیف و یا اعتقادی بر خلاف خواسته او برگزیده شود در حالی که تمام جهان هستی مشغول تسبیح و تقدیس او هستند .
نکته ها :
1- این بخشی از زیارت جامعه است که در روزهای جمعه خوانده می شود . این فقرات به خوبی دلالت می کند که اعتقاد به رجعت ٬ انسان را همیشه آماده برای دفاع و یاری حق نگه داشته و هر آن و لحظه ٬ انتظار درک ظهور معصوم و عالم گیر شدن اسلام را می کشد . از اینکه مرگ گریبانش را گرفته و از دنیا برود هرگز هراس و نگرانی ندارد بلکه برای زمینه سازی حکومت جهانی و گسترش دین الهی تلاش و کوشش می کند . از طرفی همیشه نگران از درک حضور معصوم (ع) است افعال و رفتارش را دقیقا کنترل نموده و با اصرار و تاکید ٬ همراهی با آنان را از خداوند طلب می کند .
2- " ٳنّی لمن القائلین ... " این جمله به منزله علت و برهان دو جمله قبل است ؛ یعنی این اعلان – همراهی و بیزاری – بی پایه و اساس و از روی احساسات زودگذر نیست که با گذشت زمان و تغییر مکان ٬ دست خوش تغییر شود بلکه بلکه از اعتقاد من سرچشمه می گیرد . یعنی چون اعتقاد به فضائل و اقرار به رجعت شما دارم اعلان همراهی با شما و بیزاری از دشمنان شما می کنم .
3- " الا ٲنکر لله قدرة ... " این جمله دلیل و برهان " ٳنّی لمن القائلین ... " است . به عبارت دیگر٬ اعتقاد به رجعت شما دارم زیرا انکار رجعت را مستلزم انکار قدرت الهی می دانم ٬ پس اقرار به رجعت در واقع اقرار به قدرت الهی است . و این که معتقد به فضایل و برتری شما هستم چون آن را اراده و خواست خداوند می دانم که در آیات تطهیر ٬ مباهله ٬ مودت و ... ابراز و بیان کرده است . [2]
لینک به : تصوف ( فرق صوفیه)
رجعت : وعده الهی
۩ وعدالله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الارض کما استخلف الذّین من قبلهم و لیمکّننّ لهم دینهم الذّی ارتضی لهم و لیبدّلنّهم من بعد خوفهم ٲمنا یعبدوننی لا یشرکون فی شیئا و من کفر بعد ذلک فاولئک هم الفاسقون ۩ [1]
خداوند وعده قطعی داده است کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند خلیفه و حاکم روی زمین قرار بدهد ٬ دینی که برای آنها پسندیده است پا برجا و مستقر کند ٬ خوف و ترس انها را به امنیت و آرامش مبدل نماید ٬ به طوری که فقط " من " را پرستش نموده چیزی را با " من " شریک قرار ندهند و کسی که بعد از آنها کافر شود ٬ پس آنان فاسق هستند .
نکتـــه ها :
1 – این وعده الهی شامل همه مومنان نیست ٬ بلکه یک گروه خاص از مومنان است که به اعلی درجه ایمان و عمل صالح رسیده باشند .
2- اسلام که دین حق و مرضی الهی است به طور اساسی و بنیادی در روی زمین استقرار پیدا نموده و هیچ چیزی استقرار او را تهدید نمی کند " لیمکّننّ " و هیچ مانعی از نفوذ و اجرای احکام آن در جامعه وجود ندارد . تمام احکام و دستورات آن ٬ مخلصانه در جامعه مورد عمل قرار می گیرد . بشر به آن رشد و کمال می رسد که فقط خدای یگانه را پرستش نموده و وسوسه شیطان بی اثر شود و هیچ مانعی از اجرای احکام دین در جامعه وجود نداشته باشد .
3 - مراد از خلافت مومنان ٬ مسلط شدن آنان بر زمین است . چه اینکه مراد از " الارض " تمام کره خاکی است ؛ یعنی خلافت و سلطه مومنان ٬ تمام کره زمین را فرا می گیرد [2] بنابراین مراد از خلفای قبل ٬ مومنانی از امت های پیشین است نه انبیای الهی ؛ زیرا این تعبیر در بیش از پنجاه مورد از قرآن کریم تکرار شده است و در هیچ کدام ٬ انبیا مقصود نبوده است . گرچه در بعضی موارد در باره انبیای گذشته " رسل من قبلک " و یا " من قبلی " [3] آمده است .[4] پس تشبیه استخلاف مومنان به استخلاف مومنان پیشین ٬ در اصل استخلاف است که خداوند کفار و منافقان آن ها را هلاک کرده و مومنان خالص را نجات داده ٬ هر چند مدت اندکی آن ها را روی زمین مسلط نموده و دینشان مورد عمل قرار گرفته است ؛ مثل قوم نوح ٬ هود ٬ صالح و ...[5]
4 – آنچه که گفته شد از تحلیل ظاهر آیه به دست می آید که معنایی غیر از " رجعت " نمی تواند داشته باشد . چه اینکه دهها روایت از طریق اهل بیت (ع) در تفسیر آیه وارد شده که آیه مربوط به رجعت است . [6]
[1] - سوره نور آیه 55 – تفسیر این آیات به ظهور حضرت مهدی (عج ) ٬ با رجعت منافات ندارد . در آینده به ظهور و رجعت حضرت مهدی (عج) خواهیم پرداخت .
[2] - این همان مضمون آیات 128 اعراف و 105 انبیا است .
[3] - سوره آل عمران آیه 84 – سوره انعام آیه 10 – سوره انبیا آیه 24 و ...
[4] - ترجمه المیزان جلد 15 ص 219
[5] - همان ص 214
[6] - بحارالانوار ج53 ص 47 و 46 و 119 و 117 – الایقاظ ص 364
حرمــت رجــعت اقــوام هــلاک شــده
﴿ و حرام علی قرﯾﺔ„ ٲهلکناها ٲنّهم لا یرجعون́ ﴾ [1]
حرام است بر شهرها و آبادیهایی که در اثر گناه هلاک و نابودشان کردیم به دنیا بازگردند ٬ همانا آن ها برنمی گردند .
" حرام " خبر برای مبتدای محذوف است و " ٲنّهم لا یرجعون́ " در مقام برهان و دلیل است . پس تقدیر آیه چنین می شود : " حرام علی اهل قرﯾﺔ„ ٲهلکناها ٲن یرجعوا ٳلی الدنیا ٳنّهم لا یرجعون . "
نکته ها :
1- این آیه غیر از رجعت مصداق دیگری نمی تواند داشته باشد ؛زیرا رجوع و برگشت آنان که به جرم گناهشان هلاک و نابود شده اند ٬ ممنوع و حرام اعلام شده است ٬ معلوم است که این رجوع و برگشت به قیامت نیست ؛ زیرا برگشت و حشر قیامت ٬ عمومی و همگانی است چه در اثر عذاب هلاک شده و یا با مرگ طبیعی از دنیا رفته باشند .
2- مرحوم قمی می فرماید : این آیه از روشن ترین دلایل رجعت است ؛ زیرا همه مسلمانان معتقدند که تمام مردم در قیامت برمی گردند ٬ هلاک شده باشند یا نشده باشند . پس مراد از" لایرجعون " رجعت است که هلاک شدگان برنمی گردند . [2]
3- روایات فراوانی از ائمه اهل بیت (ع) وارد شده است که خداوند اهل آبادیهایی که با عذاب هلاکشان کرده در زمان رجعت برنمی گرداند .[3] زیرا یکی از علل و فلسفه رجعت این است که کفار برگردند تا عذاب دنیایی اعمالشان را در حد امکان بچشند و این ها در اثر عذاب دسته جمعی ٬ کیفر دنیایی اعمالشان را دریافت کرده اند لذا برنمی گردند ٬ بلکه فقط مومنان صالح و کفار عنودی که با عذاب الهی هلاک نشده اند برمی گردند .
اهل سنت :
طبری بعد از نقل تفسیر باقرالعلوم (ع) ٬ ( که آیه را دلیل بر رجعت می داند ) و عکرمه ( که منکر رجعت است ) قول عکرمه را ترجیح داده و می گوید : " والقوا الذی قاله عکرﻣﺔ فی ذلک ٬ ٲولی عندی بالصواب " [4]؛ گفتار عکرمه در تفسیر آیه ٬نزد من از تفسیر امام باقر (ع) به حقیقت نزدیک تر است . در حالی که عده زیادی از علمای رجال ٬ عکرمه را کذاب ٬ غیر ثقه٬ بدعت گذار٬ هم عقیده با خوارج و ... دانسته اند . [5]
صاحب ارشاد " از علمای اهل سنت " می گوید : آنچه از امام محمد باقر (ع) در باره علوم دینی از علوم قرآن ٬ سنن ٬ سیر ٬ فنون و ادب ظاهر شده از کسی از اولاد بزرگوار حسنین (ع) و بقیه صحابه و بزرگان تابعین به ظهور نرسیده است .[6] پس باید گفت : " بئس للظّالمین بدلا ﹰ "
[1] - سوره انبیا آیه 95 – مفسران اهل سنت در معنی آیه گرفتار توجیهات عجیبی شده اند ر. ک : مجمع البیان جلد 7 ص112 ٬ تفسیر کبیر ج22 ص220 و تفاسیر اهل سنت .
[2] - تفسیر قمی ج2 ص50 – بحارالانوار ج53 ص52
[3] - همان ص 61
[4] - جامع البیان ج9 ص82
[5] - التفسیر و المفسرون ج1 ص362 و 348 – تهذیب التهذیب ج7 ص232
[6] - مناقب اهل بیت (ع) از دیدگاه اهل سنت ص 166 به نقل از منابع مختلف اهل سنت .
رجعت یا حیات دوباره – احمد علی طاهری ورسی – انتشارات مسجد مقدس جمکران
رجــعت گــروهی از تکـذیب کننـدگـان
۩ و یوم نحشر من کلّ اﻣﺔ„ فوجا” ممّن یکذّب بایاتنا فهم یوزعون ۩[1]
به یاد آور روزی را که از هر امت یک گروه از کسانی را که آیات ما را تکذیب می کردند ٬ محشور می کنیم پس آنها نگه داشته می شوند .
" یوم " به فعل مقدر " اذکر " نسبت داده شده .
" حشر " به معنای کوچ دادن ٬ بیرون ساختن از قرارگاه ٬ حرکت دادن به سوی مکان معین و ... به کار می رود .
" نحشر " خداوند هر جا که می خواهد از اقتدارش سخن بگوید و قدرتش را به رخ بندگانش بکشاند به صورت متکلم مع الغیر " ما " بیان می کند . [2] اما هر جا می خواهد از مهربانی و تلطف خودش سخن بگوید به صورت متکلم وحده " من " مطلب را بیان می کند . [3]
من ٬ " من کلّ اﻣﺔ„ " تبعيضيه و من " ممّن یکذّب " بيانيه است . یعنی از هر امت ٬ گروهی را محشور می کنیم که آیات الهی را تکذیب می کردند . [4]
" فوج " به معنای دسته و گروه ٬ که از جایی به جایی دیگر به سرعت حرکت و عبور داده شود به کار می رود . [5]
" بایاتنا " مراد از آیات ٬ مطلق آیات الهی است که بر مبدا و معاد دلالت می کند . از جمله آنان انبیا ٬ امامان و کتب آسمانی است . یعنی اینها از مصادیق آیات الهی که مورد انکار و تکذیب واقع شده است . [6]
پس اینکه امام صادق (ع) می فرماید : منظور از آیات ٬ امیرالمومنین و ائمه – علیهم السلام – هستند [7]از باب بیان مصداق و جری آیه است .
"یوزعون " به معنای نگه داشتن و باز داشتن از چیزی به کار می رود . یعنی از اینها ٬ آن آزادی عمل که در حیات قبل داشتند گرفته می شود و مدتی در آنجا متوقف می شوند . شاید علت این که متعلق " یوزعون " حذف شده ٬ برای عمومیت باشد ٬ یعنی از هر چیزی که به نفعشان باشد باز داشته می شوند . پس جمله " فهم یوزعون " مترتب و متفرع بر " نحشر " است .
از مجموع این آیات چنین استفاده می شود : روزی فرا می رسد که خداوند با قدرت بالغه و بی کران خودش از هر جمعیتی ٬ گروهی را از جایگاهشان حرکت داده ٬ به همین دنیا باز می گرداند و از هر گونه آزادی عمل منع شده ٬ مدتی برای دیدن مجازات دنیایی اعمالشان و مشاهده گسترش اقتدار مومنین نگه داشته می شوند .
نکته ها :
1- این آیه ٬ یکی از روشن ترین آیات قرآن است که بر رجعت دلالت می کند . زیرا ظاهر آیه به خوبی بیانگر این مطلب است که این حشر ٬ غیر از حشر عمومی در روز قیامت است که از هر جمعیتی گروهی محشور می شوند ٬ چون حشر قیامت شامل همه انسانها می شود لذا خداوند در وصف آن حشر می فرماید :
و حشرناهم فلم نعادر منهم احدا” [8]
محشور می کنیم آنها را پس احدی از آنان را فرو نخواهیم گذاشت .
و یوم نحشرنا جمیعا” [9]
به یاد بیاور روزی را که همه آنان را محشور می کنیم .
2- از مقایسه این آیات با آیه 83 سوره نمل به روشنی استفاده می شود که قرآن دو " حشر " را اثبات می کند : یکی حشر عمومی که تمامی موجودات آسمانی و زمینی محشور می شوند که با کلمه " جمیعا و ... " تاکید شده است . [10] و یکی هم حشر خصوصی که از هر امت یک گروه خاصی قبل از قیامت محشور می شوند . [11]
3- شواهد بیرونی خود آیه هم دلالت می کند که این آیه مربوط به قیامت نیست . زیرا وقوع این آیه در سیاق آیات " اشراط الساﻋﺔ " اقتضا می کند که این حشر هم از حوادث قبل از قیامت باشد زیرا آیه قبل و آیات بعدش به اتفاق مفسران ٬ علائم قبل از قیامت را بیان می کند .
اهل سنت : لینک به : رجعت از دیدگاه اهل سنت
4- مفسران اهل سنت که به تبع گذشتگانشان رجعت را انکار نموده اند ٬ آیه را ناظر به همان حشر قیامت دانسته اند و برای رفع ناهماهنگی آیات ٬ تاویلات و توجیهات بدون دلیل و غیر قابل قبولی را مرتکب شده اند . چه این که همه متوجه شده اند این حشر مربوط به حشر عمومی نیست لذا دست به توجیه آن زده اند . [12]
توجیه آلوسی : آلوسی بغدادی برای توجیه عدم عمومیت این حشر می گوید : منظور از این حشر ٬ حشر قیامت است . منتهی بعد از حشر کلی و عمومی که اینها مورد خشم و غضب خداوند واقع شده اند و به سوی عذاب الهی سوق داده می شوند . پس آیه دلالت بر رجعت نمی کند . [13]
این توجیه هیچ مستند علمی ٬ شاهد و قرینه درونی و برونی ندارد ٬ بلکه از مصادیق تفسیر به رای است زیرا شواهد درونی و برونی آیات بر خلاف آن دلالت می کند و اینکه در وسط حوادث پیش از قیامت ٬ حوادث بعد از قیامت را بدون قرینه بیان کند ٬ با تبیان بودن قرآن منافات دارد .
مرحوم علامه طباطبایی می فرماید :
اگر مراد از این حشر ٬ حشر برای عذاب باشد باید غایت آن ذکر می شد مثل این آیه مبارکه :
و یوم یحشر اعداء الله الی النار فهم یوزعون [14]
به یاد بیاور روزی را که دشمنان خداوند به سوی آتش محشور شده سپس در آنجا بازداشته می شوند .
در اینجا هم اگر حشر برای عذاب بود ٬ باید گفته می شد : " یوم نحشر من کلّ اﻣﺔ„ فوﺟﴼ ٳلی العذ اب "
تا اینکه این ابهام برطرف می شد . پس اختلاف بیان این دو آیه دلیل بر اختلاف حشر است . [15]
روایات فراوانی از طرف ائمه اهل بیت (ع) در تفسیر آیه مبارکه وارد شده است که مراد از این حشر " رجعت " است . [16]
مطالب قبلی رجعت منابع در ادامه مطالب
ادامه مطلب...


