كيفيّت اوّل ; تقوا است . و بر اين مطلب ــ يعنى بر اينكه با تقوا يارى امام(عليه السلام)حاصل مى شود ــ شواهد بسيارى داريم ، كه اجمالا بعضى از آنها را متذكّر مى شويم : از بزرگترين و مهمترين امورى كه آنحضرت از جانب خداوند جلّ شأنه دارند ; هدايت بندگان و ارشاد آنها بسوى خير و صلاح است ، تا آنكه در طريق حقّ ثابت قدم بوده و از اهل آن بشوند .
پس هر گاه انسان يك نفر از بندگان را هدايت و ارشاد كند تا آنكه از اهل خير و صلاح شود ، اگر چه در واقع ; رسيدن او به درجه و رتبه صلاح از افاضه خود ايشان از جانب خداوند جلّ شأنه مى باشد ، لكن به همان مرتبه ظاهرى كه انسان در هدايت او وسيله شده است ; امام (عليه السلام)را يارى كرده است ، و در اين امر فرقى نمى كند كه انسان ديگرى را ارشاد و هدايت به صلاح و تقوا نمايد يا خودش را اصلاح نموده و با تقوا شود ، پس خود او هم يكى از آنهائيست كه امام (عليه السلام)بايد او را به خير و صلاح هدايت و ارشاد فرمايند .
و چون تقواى واقعى چه ظاهرى و چه قلبى موقوف به تحصيل معرفت و علم به دستورات ائمّه اطهار (عليهم السلام)ــ دستوراتى كه در بيان حقيقت تقوا و وظائف و آداب آن است ــ، و به تبعيت و پيروى و عمل به آن دستورات است ; روشن است كه اين معرفت و عمل و تبعيّت ; با احياء امر ائمّه اطهار(عليهم السلام) ; و احياء اخبار و احاديث آنها ; و تضييع نشدن اوامر شان نسبت به اين بنده متّقى ، و ابقاء و اظهار آن اخبار حاصل شده و تحقّق پيدا مى نمايد اين احياء و ابقاء از بزرگترين و مهمّترين اقسام نصرت نسبت به امام(عليه السلام)است كه مورد رضايت و محبوبيّت ايشان بوده ، و تأكيد زيادى به آن شده است هر گاه بنده مؤمن واقعاً به وصف تقوا متّصف شد و آثار كمال از او ظاهر گرديد ، اين موجب عزّت و شرف امام (عليه السلام)است .
دلم از پونه ها سير است آقا
تمام باغ دلگير است آقا
كسي فانوس گلها را شكسته است
نمي آيي مگر، دير است آقا
**********************
گفتم شبی به مهدی بردی دلم زدستم
من منتظر به راهت شب تا سحر نشستم
گفتا چه کار بهتر از انتظاره جانان
من راه وصل خود را بر روی نو نبستم
گفتم ببخش جرمم ای رحمت الهی
شرمنده تو بودم شرمنده تو هستم
گفتا هزار نوبت از جرم تو گذشتم
پرونده تو دیدم ،چشمان خود ببستم
التماس دعا
یا علی
بحث حجاب (1)
مقدمه
به خدای متعال اعتماد نداریم!
خداوند متعال خالق هستی است و مطمئنا او بهتر می داند که چه چیزهایی برای ما مفید است.
مثال: یک مهندس عمران بهتر از دیگران می تواند بگوید که این بنا را چگونه بسازیم که در اثر اثرات نیروی های زلزله و..... مقاوم باشد و یا چگونه بسازیم که زیباتر باشد و... خالق ما هم خداست واو بهتر می داند چطور زندگی کنیم تا به سعادت واقعی دست پیدا کنیم او ما را بسیار دوست دارد تا جایی که در حدیث قدسی می فرماید:
اگر بندگان من می دانستند که چقدر مشتاق دیدار آنها هستم از شدت شوق
می مردند.
خالق ما مسائلی را که انجام دادن آن مفید است به عنوان حلال بیان کرده و آنچه را که مضراست به عنوان حرام. هر کس از این قانون پیروی کند مطمئنا سعادتمند خواهد شد.
متاسفانه ما به خالق خود اعتماد نداریم و هر گاه حکمی را که بر خلاف نفس ماست می شنویم به سرعت در مقابل آن موضع گیری می کنیم، و خواستار دلایل مختلف
برای قبول کردن آن از ناحیه خدا می کنیم.در صورتی که در طول زندگی خود بارها
تن به مسائلی داده ایم که حتی برای پذیرش آن کوچکترین فکری نکرده ایم.
ما باید به خالق خود اعتماد داشته باشیم و این را بدانیم که فقط و فقط او می تواند برنامه زندگی خوبی را برای ما ارائهکند و هیچ یک از دانشمندان به خودی خود
نمی توانند کاری برای ما انجام دهند.
یکی از کارهایی که خدا برای زنان و تا حدودی برای مردان واجب کرده است ستر، پوشش یا حجاب است و خود خداوند متعال حدود و شرایط آن را بوسیله قرآن و ائمه اطهار بیان کرده است.
ما اگر خود را مسلمان می دانیم و قرآن را به عنوان کتاب خدا قبول داریم پس باید به تمام آیات آن ایمان داشته باشیم نه اینکه را بعضی را قبول و بعضی را که باب میلمان نیست رد کنیم.که اگر چنین کنیم فاسق هستیم و وای بر ما.....
ما اولا اصول اعتقادی خود را نمی شناسیم بهتر بگویم به اصول دین خود اعتقاد نداریم فقط چیزیهای را شنیده ایم یا بالاجبار در دروس معارف مطالبی را مطالعه کرده ایم و کمتر به خود زحمت مطالعه وتحقیق در این موارد را داده ایم،
در صورتی که به فرموده مرحوم استاد نیکوصفت (ره):
برای هر مسلمان از نماز واجبتر از روزه واجبتر تحصیل عقائد حقه است.
تحصیل عقائد حقه از اوجب واجبات است، حال ما چقدر به این سخن عمل کرده ایم؟ آیا می توان گفت این سخن گزاف است؟ والله نه .....
علت سقوط ما دوری از قرآن و عترت
خدای بزرگ برای ما یک برنامه جامع و کامل ارائه کرد و قول داد که هر کس به این برنامه عمل کند در دنیا و آخرت سعائتمند خواهد شد. آن برنامه جامع را در قالب قرآن وعترت بیان کرد.
متاسفانه ما فقط قرآن را می خوانیم اما هیچ گاه در آن تفکر نمی کنیم در حالی که خداوند بارها در قرآن ما را به تفکر در آیات و نشانه های الهی توصیه کرده است.
متاسفانه بعضی از ما فکر می کنیم قرآن واهل بیت برای مردمان عصر گذشته بوده و دیگر برای ما کارآیی چندانی ندارد و به قول معروف کهنه شده است. در حالیکه باید بدانیم که همین قرآن و احادیث اهل بیت در حال حاضر سرلوحه کارهای علمی و فرهنگی و ... کشورهای غربی و شرقی شده است و هر روز حقایقی را کشف می کنند
و ما فکر می کنیم که خودشان به این نیتجه رسیده اند و حاصل تفکر خودشان بوده است در حالی که باید بدانیمآنان با مطالعه قرآن و تفکر در آن به چنین نتایجی دست
یافته اند و ما از آن غافلیم
.
ملاصدرا بعد از بازگشت از سفر به کشورهای اروپایی یک مسئله دردناک را اعلام کرد او گفت: در آنجا اسلام دیدم اما مسلمان ندیدم ولی در ایران مسلمان می بینم اما اسلام نه.
عمل به آیات الهی چنان تاثیری بر زندگی ما خواهد گذاشت که یکی از نمایندگان کنگره انگلیس در سخنرانی خود اعلام کرد: ما زمانی می توانیم بر مسلمانان غلبه کنیم که نگذاریم به قرآن عمل کنند چون این کتاب از هر نظر جامع و کامل است و باید با روشهای مختلف آنان را از عمل به قرآن باز داریم، مثلا: قرآن های زیبا چاپ کنیم و قاری های بزرگ پروش دهیم و فقط ذهن مردم را به ظاهر قرآن معطوف کنیم و.....
ما فکر می کنیم که در قرآن بعضی از مسائلی که امروزه به آن نیاز درایم وجود ندارد در حالی که هیچ گاه به پژوهش در قرآن نپرداخته ایم و به سرعت به سراغ نظرات دانشمندان غربی می رویم در حالی که امام صادق (ع) که خود بزرگترین دانشمند و نظریه پرداز بود و کتب شاگردان او الان در تمام دنیا به عنوان کتب مرجع استفاده می شود.
قال ابوا عبدالله:
من قرا القرآن فهو غنی و لا فقر بعده و الا ما به غنی
امام صادق (ع) فرمودند:
هر کس قرآن بخواند بی نیاز شود و نیازی پس از آن نیست و گرنه ( اگر قرآن بی نیازش نکند ) هیچ چیز او را بی نیاز نکند.
اصول کافی باب فضل حامل القرآن ح 8به نظر شما علت بد حجابی و بی حجابی در جامعه ما که ادعای مسلمان بودنمان به آسمان هشتم می رسد چیست؟
شما هم ما را یاری کنید......
جواب این سوال را در ادامه بحث خدمتتان عرض خواهم کرد.
یا علی
اللهم عجل لولیک الفرج مولانا صاحب العصر والزمان
سرنوشت مشترک امت ها در قرآن
قرآن کریم در آیات متعددی از وحدت سرنوشت امت های گذشته و آینده خبر می دهد . و وقوع حادثه های جمعی و فردی را در شرایط یکسان ، از قوانین و سنت های تغییر ناپذیر الهی و از حوادث مشترک امت ها می داند .
الف ) سنّة الله فی الّذین خلوا من قبل ولن تجد لسنّة الله تبدیلا ً[1]
این سنت خداوند است که در همه ادوار و امم گذشته جاری و ساری بوده است و سنت الهی هرگز دستخوش تغییر و تبدیل نخواهد شد .
این آیه به طور مطلق ، زندگی جوامع بشری را همانند سایر پدیده های این جهان قانونمند دانسته ، قوانین و سنن الهی را در تمام اعصار و امصار و امم جاری و قابل تکرار می داند . [2]
ب ) أم حسبتم أن تدخلوا الجنّة و لمّا یأتکم مثل الّذین خلوا من قبلکم ... [3]
آیا شما خیال می کنید که وارد بهشت می شوید در حالی که با حوادث و گرفتاریهای امت های پیشین آزموده نشده اید ؟
یعنی وارد بهشت نمی شوید و قیامت برپا نمی شود مگر اینکه تمام حوادث و وقایع زندگی گذشتگان در زندگی شما واقع شود ؛ زیرا زندگی جوامع بشری در این کره خاکی بریده و گسسته از هم نیست بلکه همانند بستر رودخانه می ماند که سنت های الهی در شرایط یکسان به صورت یکنواخت در آن جاری و ساری است .
مرحوم علامه طباطبایی می فرماید : این آیه اجمالا بر رجعت دلالت می کند ؛ زیرا از جمله حوادثی که در امت های پیشین واقع شده ، رجعت و باز گشت عده ای به دنیاست . [4]
رجعــت چنـدین هـــزار نفــر
﴿ ألم تر إلی الّذین خرجوا من دیارهم و هم ألوفٌ حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثمّ أحیاهم إنّ الله لذو فضل ٍ علی النّاس لا یشکرون ﴾[1]
آیا ندیدی جماعتی را که از ترس مرگ[2] ، شهرهایشان را ترک کردند در حالی که هزاران نفر بودند . پس خداوند به آنها فرمود : « بمیرید » بعد از گذشت مدتی آن ها را زنده نمود . همانا خداوند نسبت به مردم صاحب فضل و احسان است ولکن بیشتر مردم سپاسگذاری نمی کنند .
نکته ها :
1- در ذیل این آیه هم زنده شدن مردگان را به عنوان یک امر همگانی و همیشگی مطرح کرده است . و این امر را فضل و احسان خداوند بر مردم دانسته ، از کفران و ناسپاسی آنان نسبت به این نعمت گله کرده است .
2- در اینکه فاصله این مرگ و زندگی چند سال بوده است ؟ میان مفسران اختلاف است ولی با توجه به کلمه « ثمّ » به صورت مبهم یک فاصله ای استفاده می شود . ولی در بعضی روایات ، گفته شده است که بدن ها فرسوده و استخوانهایشان پوسیده بوده است . [3]
3- زندگی دوم اینها چه مقدار طول کشیده است ؟ از آیه اجمالا استفاده می شود که اینها مدتی زندگی کردند [4]. چه اینکه امام باقر (ع) در جواب سوال از حیات دوم آنها فرمود : آنها به زندگی طبیعی خودشان برگشتند ، در خانه های خود مسکن گزیدند ، از غذاها استفاده کردند با همسران خود ازدواج نمودند و در پایان با مرگ طبیعی از دنیا رفتند . [5]
آیاتی که ذکر شد همان گونه که بر تحقق رجعت در امت های گذشته دلالت می کند ، بر تعمیم آن برای امت های بعدی هم به عنوان یک سنت همیشگی و همگانی دلالت می کند ؛ زیرا خداوند در ذیل آیات ، این حوادث را به صورت یک قانون و سنت همیشگی و همگانی اعلان می کند . پس می شود صغرا و کبرای قیاس را از همین آیات استفاده کرد .
رجــعت پس از صـــد سال
﴿ أو کالّذی علی قریةٍ و هی خاویة ٌ علی عروشها قال أنّی یحیی هذه الله بعد موتها فأماته الله مائةَ عام ٍ ثمَّ بعثه قال کم لبثتُ یوما ً او بعض یوم ٍ قال بل لبثت مائة عام فانظر إلی طعامک و شرابک لم یتسنّه وانظر إِلی حمارک و لنجعلک آیةً للنّاس وانظر إلی العظام کیف ننشزها ثمَّ نکسوها لحماً فلمّا تبیّن له قال أعلم أنّ الله علی کلّ شیء ٍ قدیر ٌ﴾[1]
یا همانند آن شخصی [2] که بر دهکده ای گذر کرد ، در حالی که دیوار خانه ها روی سقفش فرو ریخته بود . با تعجب گفت : چگونه خداوند این ها « اهل قریه » را بعد از مرگشان زنده خواهد کرد ؟ پس خداوند صد سال جانش را گرفت و او را میراند . سپس او را زنده نمود و فرمود : چه مقدار اینجا مانده ای ؟ ـ به اطرافش نگاه کرد و با تردید ـ گفت : یک روز یا قسمتی از روز توقف کرده ام . فرمود : نه ـ بلکه صد سال است که درنگ کرده ای ـ اگر باورت نمی شود ـ به غذا و نوشیدنی هایت نگاه کن که تغییری نکرده ولی به حمارت نگاه کن که مرده و استخوانهایش از هم جدا روی زمین افتاده است . ـ این مرگ و زندگی را برای اهداف متعددی انجام دادیم [3].ـ از جمله اینکه تو را برای مردم علامت قدرتمان قرار دهیم . حال به استخوانهای حمارت نگاه کن که چگونه از روی زمین جمع آوری نموده ، گوشت بر آنها پوشانده ، حیات دوباره می بخشیم . این شخص وقتی این قدرت نمایی خداوند را مشاهده کرد ، از صمیم قلب گفت : می دانم همانا خداوند بر همه چیز قدرت دارد .
نکته ها :
1- این آیه یکی از روشن ترین ادله رجعت به شمار می رود . لذا ائمه اطهار (ع) در مقابل منکران رجعت به این آیه استدلال کرده اند . چه اینکه دانشمندان شیعه نیز به تبع اهل بیت (ع) در طول قرون و اعصار گذشته برای اثبات رجعت به آن استناد کرده اند . [4]
2- این آیه هم احیای اموات را به صورت یک قانون و سنت الهی به طور عمومی و همیشگی بیان کرده و از این میراندن و زنده کردن اهداف مختلفی را دنبال می کند . از جمله اینکه زنده کردن عزیر را علامت و نشانه قدرتش برای مردم قرار داده است .
3- فعل مضارع دلالت بر تکرار و تجدد می کند و هر وقت حکمت الهی اقتضا کند خداوند با قدرت بی نهایت خود ، حیات دوباره می بخشد ؛ یعنی مانعی از این کار وجود ندارد و هر وقت مقتضی باشد خداوند انجام خواهد داد .
رجـــعت مقتـــول بنـــی اسرائیــــل
و إذا قَتلتُم نفساً فادّارءتُم فیها ... ﴾ فقلنا اضربوهُ ببعضها کذالک یحیی الله الموتی و یریکم ءَایته تعقلون ﴾[1]
به یاد بیاورید زمانی را که فردی را به قتل رساندید سپس در باره قاتل آن به نزاع برخاستید ... – گفتیم : قسمتی از بدن گاو را به بدن مقتول بزنید - تا زنده شده قاتلش را معرفی کند ، این گونه خداوند مردگان را زنده می کند و علائم قدرتش را به شما نشان می دهد . باشد که در باره قدرت الهی اندیشه و فکر نمایید .
نکته ها :
1- خداوند در پایان این داستان احیای اموات را به عنوان یک سنت و قانون همیشگی در نظام عالم معرفی نموده [2] ، آن را به عنوان علامت قدرت خویش به رخ انسانها می کشد تا در باره آن فکر و اندیشه نمایند .
2- این جمله « کذالک یوحی الله الموتی » [3]اختصاص به قیامت و یا برزخ ندارد ، بلکه صورت یک قانون عمومی و فراگیر برای همه زمان ها ، مکان ها و امت ها در شرایط مساوی بر اساس حکمت الهی جاری و ساری خواهد بود . هر وقت حکمت الهی اقتضا کند با قدرت بی نهایت خودش ، مردگان را زنده خواهد کرد .
3- اینکه مقتول پس از رجعت چند سال به زندگی ادامه داده ؟ از قرآن چیزی استفاده نمی شود . ولی در بعضی روایات نقل شده که در هنگام کشته شدن شصت سال داشت . خداوند هفتاد سال دیگر به برکت توسل به محمد و آل محمد – علیهم السلام – به او عمر داد . [4]


